آیه امروز

پیام امروز

بیدشهر
مرغ همسایه غازه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط رهگذر   
جمعه ، 12 شهریور 1389 ، 14:45

                                           مرغ همسایه غازه
 راست میرم سر اصل مطلب اصل مطلب اینه که مامرغ همسایه رو غاز میبینیم تو همه چی تو خرید کردنمون تودوستی هامون تو مسایل خانوادگیمون خلاصه تو همه چی.اینجانمیخوام بگم که دیدمابه مرغای همسایه چه جوری وارد زندگی خصوصی ودوستس هامون شده میخوام راجب به شهرم بگم
راجب به بیدشهر.اینجا نمیشه خیلی چیزا رو گفت فقط یه گوشه کوچیک رو میگم
چرا بایدواسه گوشت بریم بلغان تو صف وایسیم که گوشت بخریم در حالی که تو بیدشهر قصابی که داریم هیچی کسایی هم هستن که به صورت دوره ای اینکارا روانجام میدن اهان ببخشید یادم نبود گوشت بلغان قرمزتره ببخشید من عذر میخوام
واسه شیرینی ماشین رو روشن کن بریم اوز نه بریم کوره شیرینی هاش خوبه شیرینی کوره شیرینتره
صبح زودتر بلند شین بریم لار واسه خرید کلی برنج وصابون وکنسروو.......چرا؟مگه شما نمیدونین که برنجای لاربیشترقد میکشه مگه نمیدونین که صابون اونجا کفش بیشتره لابد اینم نمیدونین که تن ماهی لارخیلی خوشمزه تره رب گوجه لار خوشرنگ تره اب میوه لار طبیعی تره! پس شما چی میدونین نمیشه که همه چی رو من بهتون بگم که....اونم مجانی

اگه پول بنزین ندیم,از صبح تاظهر(کم کمش)وقت نذاریم خسته نشیم منت یکی دیگه رو نکشیم(اگه خودمون ماشین نداشته باشیم)نمیشه خرید کرد؟؟؟؟؟

یه مغازه دار درد دل میکرد که مردم وقتی خرید جزیی داشته باشن میان پیش ما اونم نسیه میبرن ولی وقتی خرید کلی وبزرگ دارن میرن بیرون میخرن خب معلومه که اینجوری موتور اقتصادی شهرمون راه نمی افته وقتی من پولم رو یه جای دیگه خرج کنم
اونایی که از همین الان گارد گرفتن که بگن خب کیفیت خیلی چیزا اونجاها بهتره هم من بهشون میگم حق با شماست حرف من هم همینه  چرا چیزاییکه مشابه هستن رو هم میریم از بیرون میگیریم اصلا چرا تلاش نکنیم ماهم کیفیت کالا و خدماتمون رو بالا ببریم چه جوری؟؟یه راه حلش اینه که مثلا به فلان مغازه دار پیشنهاد بدیم فلان جنس رو هم بیاره کیفیتش بیشتره  خیلی کارا میشه کرد به شرط اینکه دلمون واسه اینده شهرمون بسوزه به شرط اینکه چشمامون رو باز کنیم وببینیم مرغ همسایه غاز نیست همون مرغه فقط رنگش فرق داره ترس من ازاینه که یه وقت چشم باز کنیم ببینیم که مرغ همسایه گاوی گوسفندی شتری چیزی به نظرمیاد!!!!
یه چیز دیگه هرکی پیشنهادی یا نظری داره به عنوان یه بیدشهری که میتونه کمک کنه بگه این گوی واین میدان

 
رمضان مبارک مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حمید   
دوشنبه ، 18 مرداد 1389 ، 21:50

فرارسیدن ماه مبارک رمضان مبارک باد

 
دوست داشتن چه نشانه هايي دارد؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط دریا   
شنبه ، 9 مرداد 1389 ، 20:23

دوست داشتن چه نشانه هايي دارد؟
‌براي آن كه بتوانيم به كسي محبت كنيم ابتدا بايد ديدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانيم ، اين كار ‌را بايد قبل از ازدواج انجام دهيم تا ببينيم آيا كسي را كه مي‌خواهيم به عنوان همسر انتخاب كنيم با روحيات ما ‌همخواني دارد يا خير؟‌
‌بعضي‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمي‌تواند به زندگي ادامه دهد و دائما احساس مي‌كند يك چيز كم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌هاي اجباري كاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصميم به ازدواج با هم مي‌گيرند.در چنين شرايطي وجود عشق و محبت بين طرفين، يكي از ‌عوامل مهم و تعيين‌كننده در اين تصميم است. پس مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه تقريبا تمام ازدواج‌هاي امروزي ‌با عشق آغاز مي‌شود.

اما مهم، سرنوشت اين عشق است كه به كجا كشيده خواهد شد و ‌چه بلايي سر آن مي‌آيد و در زندگي زناشويي بعد از ازدواج چه نشانه‌هايي از آن باقي مي‌ماند.‌

‌براي آن كه بتوانيم به كسي محبت كنيم ابتدا بايد ديدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانيم ، اين كار ‌را بايد قبل از ازدواج انجام دهيم تا ببينيم آيا كسي را كه مي‌خواهيم به عنوان همسر انتخاب كنيم با روحيات ما ‌همخواني دارد يا خير؟‌

‌براي يافتن اين ديدگاه بايد اين سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسيد كه به نظر شما اگر كسي شما را دوست ‌داشته باشد چگونه بايد آن را ابراز كند و به تعبيري ديگر مظاهر محبت و عشق چيست؟

در جواب اين سوال، ‌ديدگاه همه راجع به محبت معلوم مي‌شود. بعضي‌ها محبت را بيشتر در ماديات مي‌بينند مثلا از گرفتن يك كادوي ‌گرانقيمت مي‌فهمند كه كسي دوستشان دارد. بعضي‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و مي‌خواهند كسي كه ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامي كند و بسياري از نمودهاي ديگر محبت و عشق ورزيدن كه بر ‌اساس سليقه و شخصيت‌هاي متفاوت، متغيرند. پيدا كردن اين ترجيحات در خود و طرف مقابل، به ما اين امكان را ‌مي‌دهد كه محبت خود را آن طور كه مي‌خواهيم به همسرمان ابراز كنيم و نتيجه مطلوبي بگيريم.‌ ‌

وقتي كسي را دوست داريد: تنها با گفتن  نمي‌توان به كسي ثابت كرد كه دوستش داريم. عشق و محبت، احساسي است كه در ما نسبت به ‌كسي به دلايل مختلفي ايجاد مي‌شود. وقتي كسي را دوست داريم به خاطر اين دوست داشتن خيلي كارها ‌مي‌كنيم و خيلي از رفتارها را انجام نمي‌دهيم.

1- ‌به او دروغ نمي‌گوييد.

‌ ‌2‌- ‌غرورش را نمي‌شكنيد.

‌ ‌3-‌‌به خانواده‌اش و كساني كه دوست دارد احترام مي‌گذاريد.‌ ‌همسر شما از دل يك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود، همسر شما نيز امروز در كنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان كه دوستش داريد بايد از خانواده‌اش سپاسگزار باشيد و به خاطر وي به آنها احترام ‌بگذاريد و مطمئن باشيد كه همسر شما قدردان اين احترام خواهد بود.

‌‌‌4-‌ ‌او را به باد نقدهاي بيرحمانه نخواهيد گرفت.‌‌‌اين به معني تاييد همه جانبه همسرتان نيست چون هر كسي ايراداتي دارد، اما اگر كسي بخواهد هميشه تنها ايرادات ‌شما را بگويد قطعا خسته خواهيد شد. هميشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفي ببينيد تا به همسرتان احساس ‌ارزشمند بودن بدهيد و از بهانه گيري و ايرادهاي بي‌خود بپرهيزيد.

‌ ‌5-‌ ‌با او لجبازي نمي‌كنيد. وقتي همسرتان را دوست داشته باشيد در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گيري و لج نمي‌كنيد.

‌‌6-‌ ‌وقتي اشتباهي در قبال همسر خود مرتكب مي‌شويد به راحتي و بدون قيد و شرط از او عذرخواهي مي‌كنيد. ‌اشتباه كردن در زندگي، اجتناب ناپذير است و يكي از راه‌هاي برطرف كردن اثرات اين اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهي است كه اين عمل در برابر كسي كه دوستش داريد بايد برايتان بسيار راحت باشد چرا كه غرور در ‌برابر معشوق جايي ندارد.

‌‌‌7-‌ ‌او را در كارها و تصميمات‌تان دخيل مي‌كنيد. وقتي همسرتان را دوست داشته باشيد هميشه مي‌خواهيد نظر او را ‌راجع به همه چيز جويا شويد و كاري كنيد كه او را خوشحال مي‌كند، پس هميشه با او مشورت مي‌كنيد و ‌تصميمات خود را به تنهايي نمي‌گيريد.

‌‌8‌-‌اگر مخالفتي با او داريد با آرامش قانعش مي‌كنيد. اختلاف نظر هم در زندگي زناشويي اجتناب ‌ناپذير است اما ‌برخورد همسران در اين اختلاف نظرها مي‌تواند آن را مشكل ساز و يا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست ‌داشته باشيد با آرامش با او سخن مي‌گوييد و دليل مخالفت‌تان را روشن و واضح برايش توضيح مي‌دهيد و آنگاه ‌مي‌توانيد قانعش كنيد.

‌‌9-‌ ‌به او در كارهايش كمك مي‌كنيد. زن و مرد بايد در همه چيز با هم همكاري داشته باشند. درست است كه اين دو، ‌در زندگي وظايف مشخصي دارند اما امروزه اين مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بيرون و داخل خانه در همه ‌چيز همكاري مي‌كنند. پس به راحتي مي‌توان اين كمك كردن را در زندگي امروزه معني كرد.‌‌

‌10‌-‌اگر گاهي حوصله ندارد و غمگين است به او كمك مي‌كنيد. اگر همسرتان غمگين يا عصباني يا بي‌حوصله است ‌اگر دوستش داشته باشيد تمام تلاشتان را مي‌كنيد كه اين احساس منفي را از او دور كنيد يا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهيد تا بتواند به حالت عادي برگردد نه اين‌كه بيشتر به او خرده بگيريد و او را ناراحت‌تر كنيد. گاهي ‌آرامش داشتن در برابر كسي كه عصباني است او را بيشتر عصباني مي‌كند. اگر همسرتان را عصباني كرديد با ‌آرامش بي موقع خود ، او را عصباني‌تر نكنيد چرا كه او فكر مي‌كند آنقدر برايش ارزش نداريد كه وقتي ناراحت ‌است عين خيالتان نيست.

‌‌11-‌ ‌مي‌توانيد به راحتي اشتباهات او را ببخشيد و فراموش كنيد. درست است كه بعضي اشتباهات بخشودني ‌نيست اما تعداد آنها بسيار كم است و معمولا در زندگي اشتباهات كوچكي پيش مي‌آيد كه مي‌توان با محبت از آنها ‌گذشت و با صحبت‌هاي منطقي، از بروز دوباره آن جلوگيري كرد.

‌‌12-‌از اين‌كه در كنارش هستيد خوشحاليد و نمي‌خواهيد از كنارش فرار كنيد. بعضي از زن و شوهر‌ها دائما ‌مي‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و يا وقت خود را با ديگران بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهي انسان، به ‌تنهايي و خلوت كردن نياز پيدا كند اما طبيعتا در اكثر اوقات از اين‌كه در كنار فردي كه دوستش داريد هستيد لذت ‌مي‌بريد و مي‌شود اين خوشحالي و لذت را نشان دهيد تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحاليد.

‌13-‌ ‌با لذت، گذشت خواهيد كرد و تمام چيزهاي خوب را براي همسرتان مي‌خواهيد. اين گذشت به معني ناديده ‌گرفتن خودتان نيست بلكه وقتي كسي را دوست داريد اول به او مي‌انديشيد و بعدبه خودتان.

‌‌‌14-‌ ‌در جمله‌هايتان كمتر از  استفاده مي‌كنيد و بيشتر از او و خوبي‌هايش مي‌گوييد.‌ ‌در واقع كارهايي كه ‌خودمان از همسرمان انتظار داريم مي‌تواند فهرست خوبي از اين دسته باشد.‌

 
تصاویری زیباازبیدشهر مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حمید   
دوشنبه ، 14 دی 1388 ، 18:04

بعدازمدتهاتونستیم تصاویری بسیارزیباوالبته تازه ازبیدشهر تهیه وروی سایت بگذاریم.تصاویرجدید ازباران شدیدآذرماه امسال وتصاویری زیباازدروا در روزی بارانی است.

تصاویرباران توسط اسماعیل رنجبر وتصاویر دروا توسط ناصرنظری تهیه شده که صمیمانه ازآنان سپاسگزاریم.

ضمنا شمادوستان نیزمیتوانیدعکسهای خودرابرای درج دروب سایت به این آدرس بفرستید آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

لطفاجهت مشاهده بهترعکسهاازمرورگرفایرفاکسfirefox استفاده کنید.

جهت مشاهده مجموعه عکسهای جدید برروی لینک زیرکلیک کنید.

تصاویرجدیدبیدشهر-آذرماه88

 
**داستان کوتاه** مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط رهگذر   
دوشنبه ، 2 آذر 1388 ، 18:14
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد وشروع به نواختن ویلون کرد .
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد.. خانمی بی آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه ای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیده ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه ای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
 
تاریخ بیدشهر از کتاب تاریخ لارستان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بنیامین   
سه شنبه ، 5 آبان 1388 ، 09:34

بلوک بیدشهر

بیدشهر[1] از چندین دهات و آبادی تشکیل می یابد . نام بعضی از آنها بدین قرار است: بیدشهر مرکز این بلوک، قلات یا کلات هم استعمال میشود،هرم،کاریون،ده دامنه و... میباشد.

وجه تسمیه بیدشهر چنین نقل کرده اند که در قدیم آنجا درخت «بید»زیاد بوده و از این جهت به بیدشهر موسوم گشته است. این بلوک در قدیم زراعت تنباکو زیاد می شده است وتنباکوی آنجا معروف بوده است زراعت آنجا غالباً از چاه و کاریز «قنات» صورت میگیرد، چون آب جاری در این بلوک وجو ندارد و این بلوک میان بلوک «خنج» و قریه «اوز» و «جویم»و «بنارویه» واقع شده است و در بیست فرسخی شمال غربی لار قرار گرفته است مردم این بلوک مذهب جماعت سنت دارند و شغلشان مال داری و زراعت است. حاکم و کلانتر این بلوک در یک قرن پیش «لطف علی خان بیدشهری» که پس از او پسرش «رضا قلیخان بیدشهری» حاکم شده و اکنون بیست سال است که دار فانی را وداع گفته است پس از مرگ وی وضع بیدشهر به کلی دگرگون شده است.

 

منبع:کتاب تاریخ لارستان

اثر: سید علاءالدین مورخ لاری «1312 هـ.شـ »



[1] - درباره وجه تسمیه این بلوک فسائی چنین گفته است:«بید در لغت موش و کرمکی که جامع پشمین را بخورد و درختی باشد معروف و «بیدشهر» معنی «شهر موش» یا شهر آن کرمک یا شهر آن درخت.(فارسی نامه ج2 ص1268) حدس فسائی در مورد سوم «شهر بید»درخت صائب تر و صحیح تر می باشد چه مردم این دیار به «بید» کرمکی که پشمینه می خورد «رشمیز» گویند و همچنین به موش در زبان لاری «مُشک» اطلاق می شود. با این تعبیر حد مرحوم مورخ صحیح است.